خلاصه و نقد متن “بحث وین”


در رفتن هشتمین دور مذاکرات وین روز جمعه به مناسبت آغاز سال جدید به مدت سه روز تعطیل شد. بر این اساس، مذاکرات از روز دوشنبه از سر گرفته خواهد شد. اما پس از همان روزهای مذاکرات، پیام های مختلفی از روند مذاکرات منتشر شده است. علی باقری، رئیس تیم مذاکره کننده ایران نیز با قدردانی از این روند ابراز امیدواری کرد که از سرگیری مذاکرات، موضوع لغو تحریم ها از سوی طرف های مختلف را مطرح کند.

به گزارش فرارو، علاوه بر این، میخائیل اولیانوف، یک دیپلمات ارشد روسیه، روند مذاکرات را “با احتیاط مثبت” توصیف کرد. او گفت که مذاکره کنندگان واقعاً در حال پیشرفت هستند.

اما بررسی اظهارات طرف های غربی در آن سوی میز نشان می دهد که چندان به روند مذاکرات خوش بین نیستند.

در همین رابطه خبرگزاری آلمان به نقل از منابع نزدیک به تیم مذاکره کننده آلمانی نوشت که به طور کلی مذاکرات شتاب لازم برای رسیدن به نتیجه در چند هفته آینده را ندارد.

ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز مدعی شد که پیشرفت در مذاکرات بسیار کندتر از سرعت توسعه برنامه هسته ای ایران بوده است.

علاوه بر سیگنال های صادر شده از سوی اعضای شرکت کننده در برجام، در روزهای اخیر اختلافات مختلفی بر سر مذاکرات وین وجود داشته است. این اختلافات شامل انتقاد از مذاکرات غیرمستقیم ایران با آمریکا، گفتگوی فارسی زبان با دیگر مذاکره کنندگان تیم ایرانی و دو طرفه شدن در صورت شکست مذاکرات وین است. در این زمینه حسن بهشتی پور، تحلیلگر مسائل بین الملل با فرخ تعامل کرد به سوالات این حوزه پاسخ داده می شود.

با توجه به وضعیت جدید طرف های مذاکره، روند فعلی را چگونه ارزیابی می کنید؟

سیاست اتخاذ شده توسط ایران، ایالات متحده، روسیه یا کشورهای عضو اتحادیه اروپا ممکن است با آنچه در میز مذاکره گفته و بیان می شود متفاوت باشد. در واقع سیاست اعلام با سیاست عمل تفاوت اساسی دارد. از طرفی ما در مذاکرات حضور نداریم تا از جزئیات بحث مطلع باشیم. با این حال، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد هر دو طرف به یک نقطه مشترک رسیده اند و این یک پیشرفت است. زیرا وقتی دو طرف به یک متن می رسند به این معنی است که طرفین توانسته اند اختلافات و اشتراکات اساسی خود را حل کنند. اما بیشتر تفاوت ها هنوز در جزئیات است. با این حال باید دید طرفین چگونه می توانند بر سر این جزئیات به توافق برسند.

با این حال، تفاوت بین روایات را نباید بیش از حد ارزیابی کرد. نشانه هایی وجود دارد که ایران و روسیه خواهان تکمیل هر چه سریعتر مذاکرات هستند. اما اتحادیه اروپا و ایالات متحده می‌خواهند این موضوع را در سطح بالاتری بررسی کنند و چندان مشتاق دستیابی به توافق نیستند. بنابراین به نظر من این تفاوت ها نباید بر تحلیل ما تأثیر بگذارد. واضح است که اختلافات دو طرف در مورد سیاست های اعلامی عمیق و گسترده است. با این وجود، من فکر می کنم مذاکرات در چند دور دیگر برای رسیدن به یک نقطه مشترک برای حل و فصل اختلافات ادامه خواهد یافت.

با نگاهی به انتقادات اخیر از مذاکرات غیرمستقیم با ایالات متحده؛ آیا اکنون لازم است ایران وارد مذاکره مستقیم شود؟

در مورد عکس و فضاسازی های اخیر باید گفت که اینها در درجه اول جنبه های تبلیغاتی و بهره برداری است که به دنبال دستیابی به اهداف خاصی است. بنابراین مهم نیست که تصاویر چه چیزی را نشان می دهند. مهمتر از همه، اگر ایران با آمریکا، طرف اصلی مذاکرات، تعامل نداشته باشد، عملاً به نتیجه نخواهد رسید. زیرا زمانی که آمریکا در اردیبهشت 97 از برجام خارج شد، اروپایی ها به ایران قول دادند که می توانند خروج از برجام را جبران کنند، اما در عمل دیدیم که در مقابل سلطه آمریکا کاری از دستشان برنمی آید. وی خاطرنشان کرد که به ویژه در بخش مالی بسیار ضعیف است. علاوه بر این، روسیه و چین به معنای واقعی کلمه از ایران خارج شدند و پروژه های خود را رها کردند. پس طرف اصلی بحث ما آمریکاست.

دلیل عدم مذاکره ایران با آمریکا این است که آمریکا از برجام خارج شده و تا زمانی که آمریکا به برجام بازنگردد، نمی توانیم مستقیما با آمریکا مذاکره کنیم. علاوه بر این، بازگشت آمریکا به برجام منوط به اجرای تعهدات آمریکاست. اساساً موضوع تبدیل به دومینو شده است، زیرا از طرف دیگر آمریکا می‌گوید وقتی ایران به مسئولیت‌های خود برگردد. با این حال، از آنجایی که ما در این سیاست آمریکا گیر کرده ایم، باید واقعاً انعطاف پذیر باشیم. یعنی مستقیماً با آمریکا ارتباط برقرار کنیم زیرا به تعویق انداختن و به تعویق انداختن مذاکرات به اقتصاد و مردم ما آسیب می رساند نه به آمریکا. بنابراین به نفع کشورمان است که بگوییم با کنار گذاشتن مذاکره غیرمستقیم با آمریکا و خروج از برجام، نمی توانیم مستقیم با آمریکا مذاکره کنیم.

منطق می گوید ما با کشوری که درگیری اصلی ما در آن است تعامل داریم. در واقع او برای ما مشکلات مختلفی ایجاد کرد. بنابراین اگر قرار است موضوع از طریق مذاکره حل شود، باید مستقیماً با آمریکا در میان گذاشته شود. اکنون برای ما مهم نیست که روسیه یا اتحادیه اروپا بخواهند با آمریکا مذاکره کنند. به نفع منافع ملی ما است که در قالب 5 به علاوه یک یا هر چارچوب دیگری که لازم است وارد ارتباط مستقیم شویم.

از طرفی نباید فریب ایجاد فضای رسانه ای را بخوریم. چون این مکان ها به نفع ایران است. در روند مذاکرات تفاوت چندانی با حضور یا عدم حضور آقای ظریف وجود ندارد. چون ما با دیدگاه ها مشکل داریم. یک جاهایی نظام بین الملل را قبول داریم و می خواهیم در آن چارچوب بمانیم و جاهایی قبول نداریم و می خواهیم نادیده بگیریم. از این منظر شما نمی توانید به نتیجه ای برسید. ما باید برویم و ببینیم که چگونه می توان به حقوق و منافع ما در این نظام بین المللی دست یافت. در غیر این صورت مواجهه با این نظام سلطه گر و ظالم هیچ هزینه ای برای شما نخواهد داشت. پس باید راه جدیدی برای حل مشکل خود پیدا کنید. در غیر این صورت اگر ده نفر مثل آقای ظریف را وارد کنیم اما رویکردمان مثل قبل باشد معلوم است که نتیجه نمی گیریم.

اگر مذاکرات شکست بخورد، چه باید بکنیم؟

ممکن است هر دو طرف در حوزه تبلیغات حرف های متفاوتی بزنند، اما همه شواهد نشان می دهد که هر دو طرف باید توافق کنند. هم ایران و هم آمریکا خواهان تکمیل مذاکرات چین، روسیه، آلمان، بریتانیا و فرانسه هستند. اما سوال اصلی این است که “چگونه می توان معامله و تسویه حساب کرد”. اینکه گفته می شود طرف های مذاکره دارای طرح ب هستند، صرفاً برای جاسوسی و عملیات روانی و ایجاد ترس در یکدیگر است. در غیر این صورت، آنها می‌دانند که چاره‌ای جز دیپلماسی وجود ندارد و هر دو طرف قربانی دیپلماسی می‌شوند و می‌دانند که اگر دیپلماسی دنبال شود، اوضاع بدتر می‌شود. من فکر می کنم هر دو طرف به سمت حل مشکلات از طریق دیپلماسی خواهند رفت و از طرفی دیپلماسی هزار راه را نرفته است و می تواند به مرور زمان بسیاری از مشکلات را حل کند. اگر آنها توافق کنند باید به سراغ یکدیگر بروند، اگرچه این روند زمان می برد.

به نظر شما مذاکره به جای انگلیسی به زبان فارسی عاقلانه، حساب شده و قانونی است؟

من معتقدم ما انگلیسی زبان لنگ نیستیم. منظورم این است که مشکل مذاکرات، فارسی یا انگلیسی صحبت نکردن است. چالش ما این است که چه سیاست هایی باید و چه نباید مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود مسیری که در پیش گرفته ایم درست است یا خیر. اما مزایا و معایب زیادی برای مذاکره به زبان انگلیسی وجود دارد.

قبل از هر چیز در زمینه تصور غلط مترجم باید به این نکته اشاره کرد که یک تیم مترجم بزرگ در کنار تیم مذاکره کننده حضور دارند که به زبان انگلیسی بسیار مسلط هستند و به خوبی ترجمه می کنند. پس مشکل در این قسمت نیست. برعکس، مذاکرات طولانی می شود. مثلاً وقتی سه ساعت مذاکره به زبان انگلیسی است، همان سه ساعت صرف مذاکره می شود. اما زمانی که مذاکرات به زبان فارسی انجام شود، یک ساعت و نیم مذاکره و یک ساعت و نیم صرف ترجمه خواهد شد. این باعث ناراحتی طرف مقابل می شود. دیدیم که آقای مذاکرات در دوره ظریف 12 ساعت به طول انجامید و اگر قرار باشد به زبان فارسی انجام شود، 24 ساعت طول می کشد.

اما مذاکره به زبان فارسی مزایای خود را دارد. این به تیم مذاکره کننده فرصتی برای تفکر در حین ترجمه می دهد. از آنجایی که تیم مذاکره‌کننده می‌داند طرف مقابل چه می‌گوید، اما از آنجایی که ترجمه زمان‌بر و مشکل‌تر می‌شود، مذاکره‌کننده این فرصت را دارد که بیشتر فکر کند و پاسخ دهد و بهتر پاسخ دهد. بنابراین این فاصله زمانی بسیار مناسب است.

مذاکره فارسی و انگلیسی در مورد قانونی بودن آن بلامانع است. اما مهم این است که تیم مذاکره کننده به اهداف خود برسد. اما به دلیل ترجمه، مذاکرات به تعویق افتاده و طرف های دیگر از مذاکرات دور مانده اند.

مشکل ما در مذاکرات فعلی کجاست؟

مشکل ما مذاکره فارسی و انگلیسی نیست. در عوض باید دیدگاه خود را نسبت به نظام بین الملل و موضع خود در برابر نظام بین الملل را مشخص کنیم. علاوه بر این، مشخص کنید که باید ارتباط برقرار کنیم یا مقابله کنیم. عدم برقراری ارتباط در جایی که به نفع شماست و جایی که به ضرر شماست، درگیر شدن در روند تعارض و گام برداشتن برای تغییر قوانین جهان. یعنی ما می خواهیم شیوه تغییر نظام بین الملل در 400 سال گذشته را تغییر دهیم. اما آیا ما قدرت تغییر آن را از طریق مذاکره داریم؟

نظام بین الملل سرشار از قدرت و قدرت به معنای کامل کلمه است. این بدان معناست که مجموعه ای از عوامل مانند ماهیت نظامی، اقتصادی، علمی و فرهنگی در نظام بین الملل حاکم است. اما خوب صحبت کردن، منطق خوب و استدلال دقیق کافی نیست. البته این شرط لازم است، اما اینکه خوب صحبت می کنید، خوب صحبت می کنید و از منطق خوب استفاده می کنید به این معنی نیست که می توانید همه چیز را با این ویژگی ها تغییر دهید.

از سوی دیگر، ما فکر می‌کنیم افزایش انرژی هسته‌ای باعث رفع محدودیت‌ها می‌شود که این نیز یک تصور غلط است و باید در این بحث تجدید نظر کنیم. یعنی با رشد انرژی هسته ای باید به سمت افزایش توان اقتصادی حرکت کنیم. زیرا اگر بتوانیم با اصلاحات اقتصادی اقتصاد کشورمان را بهبود ببخشیم، تحریم ها بی اثر یا بی اثر خواهند بود. در چنین شرایطی طرف مقابل انعطاف نشان می دهد. اما تا زمانی که مصوبات کار می کند، از بالا با ما صحبت می کنند و همچنان به ما فشار مالی می آورند تا به مزایایی که می خواهیم برسیم.


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم